واقعا فکر میکنید این دستخط متعلق به کیه؟
دستخط خدا (...,A,B,C) بر روی بالهای پروانه ها

GOD WROTE ON THE WINGS OF BUTTERFLY

این تصاویر رو تقدیم می کنیم به چشمهایی، که چیزهایی رو میبینند که دیدنش کار هر چشمی نیست

A/B/C
گروه اینترنتی پرشین استار |
 www.Persian-Star.org


D/E/F
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

G/H
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

I/J/K
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

L/M/N
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

O/P/Q
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

R/S/T
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

U/V/W
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ای کاش شوکران  شهامت من کو ؟

ای کاش انفجار
 فرجام اگرچه تلخ
ما مومنان ساحت نومیدی
 نومید و بی شهامت
 حتی شهامتی نه
 که نوشیم شوکران
در برزخ زمین
آونگ لحظه های زمانیم
 اینجا کهمرز مرز گزینش بود
 ایا کسی فرمان انهدام مرا می خواند ؟
فریاد می زنم نه صدایی
بر من نه پاسخی نه پیامی
تردید بود و من
 این تلخوش شرنگ شماتت را
 قطره قطره
 باری به جام کردم و نوشیدم
 دیدم که می جوند
 دیوار اعتماد مرا موریانه ها
اینک من آن عمارت از پای بست ویرانم
 ایا دوباره بازنخواهی گشت ؟
 نمی دانم

حمید مصدق

از شوق به هوا

به ساعت نگاه مي كنم:
حدود سه نصفه شب است
چشم مي بندم تا مبادا چشمانت را از ياد برده باشم
و طبق عادت كنار پنجره مي روم
سوسوي چند چراغ مهربان
وسايه هاي كشدار شبگردانه خميده
و خاكستري گسترده بر حاشيه ها
و صداي هيجان انگيز چند سگ
و بانگ آسماني چند خروس
از شوق به هوا مي پرم چون كودكي ام
و خوشحال كه هنوز
معماي سبز رودخانه از دور
برايم حل نشده است
آري!از شوق به هوا مي پرم
و خوب مي دانم
سالهاست كه مرده ام

حسین پناهی

منشور جهانی حقوق بشر كورش كبیر

این منشور که در سال ۵۳۸ قبل از میلاد مسیح نوشته شده نخستین منشور جهانی حقوق بشر است که توسط کوروش پادشاه هخامنشی نوشته شده است. حقوقی که انسانها امروزه پس از گذشت ۲۵۰۰ سال آرزوی گسترش آن را در سر می پرورانند.

   آرامگاه کوروش          منشور حقوق بشر کوروش

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه ‌های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به سنتها و ادیان بابل واکد وسایر کشور های زیر فرمانم احترام می گذارم. همه مردم در سرزمین های تحت فرمان من در انتخاب دین کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال و دارایی های دیگری را به زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون مزد کند. هیچ کس نباید به خاطر جرمی که بستگان او مرتکب شده اند تنبیه شود. من جلوی برده داری و برده فروشی-از زن و مرد-را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود...»

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن ومرد.آزادی بیان.آزادی اندیشه.آزادی کار.آزلدی در انتخاب همسر و خیلی از آزادی های دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارد.

پدستال

پدستالها عبارتند از ستونهای بتنی کوتاه و کم آرماتور و حتی گاهی  بدون آرماتور که عموما روی پی های بتنی اجرا شده و روی آنها صفحه زیر ستون نصب شده و سپس ستونهای فلزی روی صفحه نصب میگردد. این ستونها بدلیل ابعاد نسبتا زیاد( از نظر عرضی زیاد و ارتفاعی کم) جزو ستونهای لاغر محسوب میشوند و لذا تحمل مقاومت فشاری آنها بسیار زیاد میباشد.

دلایل استفاده:

۱) زمانیکه بخشی از ستون فلزی داخل خاک مدفون باشد که به جهت پوسیدگی آن از پدستال ها در همان بخش استفاده می کنند.

۲) زمانیکه ارتفاع ستون فلزی زیاد باشد و به جهت مهار کردن لاغری آن در بخشی از آن به طرف پی از پدستال استفاده می کنند.

۳) زمانیکه لنگر در پای ستون یا نباشد یا کم باشد.

۴) زمانیکه در بخش زیر زمین ساختمان با ارتفاع حدود۳ متر بخواهیم فضای قابل استفاده داشته باشیم.

۵) زمانیکه بخواهیم بخش زیر زمین ساختمان  را بجای  ستونهای فلزی با پدستالهای بتنی اجرا و در حقیقت پدستالها با پی تولید یک پی جدید بنماید و در محاسبات سازه  به صورت پی وارد شود.

۶) زمانیکه بخواهیم ستونهای اکسپوز ( در نما و دید) فلزی از کف به بالا باشد.

نکته۱: توصیه شده پدستال ها فقط زما نیکه لنگر در پای ستون نیست استفاده شوند در غیر اینصورت محاسبات آنها مانند ستونهای بتنی بوده و آرماتورهای مورد نیاز را  باید محاسبه کرد.

نکته۲: جهت خرد نشدن سطح پدستال معمولا از یک شبکه مش آرماتور ضعیف تا حد نمره ۱۴ روی پدستال و زیر صفحه زیر ستون استفاده میکنند.

 

کبوترخانه

نمای داخلی کبوترخانه

نگاهی گذرا به بناها و تاریخ ایران انداختیم و در این میان برج هایی دیدیم که استوار و بلند در پهنای دشت های اصفهان ایستاده اند. بناهایی ساخته شده از خشت خام ، کاه گل و گل که سالیان دراز است استوار و پا برجا مانده اند و می توانند برای ما نمونه ای جالب از مقاومت و ایستایی یک بنا باشد.

کبوترخانه‌ای در اصفهان

معرفی کبوترخانه ها

کبوتر خان یا کبوتر خانه محلی است که کبوتر در آن آشیانه می سازد.

برج کبوتر چنین تعریف شده است:

" در ایران رسم است که عمارت بلند چشمه چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای کبوتران است. موسوم به برج کبوتر"

ساخت کبوتر خانه را می توان به نوعی شاهکاری هنری دانست .کبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند که از اقلیمی کویری بهره مند بود مصالح و متد ساخت نیز متاثر از شرایط محیطی. چون بافت معماری که گل رس  و کاه  و نمک بنیادش را بانی بودند  و مقاوم در برابر سرما و گرما  و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی تا آرامش کبوتران اندرون کبوتر خانه را تامین نماید . غالب کبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اکثر فضا به شکلی استوانه مانند ساخته می شدندتا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی  به اندازه ای  بود تا  کبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان نا خوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه کاهگلی مانع از  زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و کنه می گردید به جهت استحکام هر چه بیشتر  درون را با تیرچه های متقاطع مسلح می نمودند  و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی گردد . در بخش میان تهی بالای کبوتر خانه نیز دریچه هایی به جهت تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا  به داخل کبوتر خانه که قرابتی بسیار با بادگیرها استانهای کویری ایران دارد و در میان کبوتر خانه نیز حفر چاهی به جهت تامین آب شرب کبوتران در صورت نزدیک نبودن آبگیر و  جوی و رودخانه حفر می کردند.
 صاحبان کبوتر خانه ها به ۳ ماه به یک بار  برای جمع آوری فضولات به داخل کبوتر خانه ها وارد می گشتند و کود حاصل را جمع آوری می نمودندکه از برای صیفی جات و میوه های جالیزی  بسیار مفید می بود حال باید در نظر آورد  میزان کود استحصال گشته را بر مبنای آمار کبوتران موجود در کبوتر خانه که گاهی به بیش از ۷۰۰۰هزار جفت را بالغ می گردید و رقم ۷۰.۰۰۰ کیلوگرم در سال که عایدی ارزشمندی را از برای کشاورزان به همراه داشت .

کبوترخانه‌ها ظاهراً برجهایی هستند که کبوتران در آنها خانه می‌کنند. من هم همین‌قدر بیشتر درباره‌ی این پدیده نمی‌دانستم تا این‌که تازگی مطلبی خواندم و فهمیدم که نه، انگار ماجرا خیلی جدی‌تر از این حرفهاست! در آنجا  ضمن شرح و توصیف این «بناهای سترگ و شکوهمند» نوشته بود:

«معمار ایرانی به دلیل نگاه عالمانه به اقلیم و علم زیست شناسی، عجایبی حیرت برانگیز و ماندگار را در این سیاره خاکی تحت عنوان کبوترخانه های ایرانی خلق کرده و چه زیبا، این هماهنگی برجهای به رنگ خاک (برخلاف برجهای به رنگ آب[با سیاره خاکی ]که دو سومش هم آب است) در وحدت از روزگاران پیش به یادگار مانده است، که حقیقتاً سزاوار است به آنها برتر از عجایب هفتگانه عالم نگاه کرد.»

قطر سوراخهای ورودی کبوتران (هر کبوتر یک سوراخ ورودی دارد و یک سوراخ خروجی!) به داخل برجها به اندازه ای ساخته شده است که تنها کبوتران می توانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه این که برای دقت یک اندازه بودن قطر سوراخهای کبوتر بویژه در کبوترخانه های سبک گلپایگان و خمین از تنوشه (لوله های سفالی) استفاده می شده تا سوراخها یکسان اجرا شود...

و برای این که خیال نکنید مردم ما بدون بهره گیری از علوم زمانه و حتی علوم زمانهای بعد همینطور دیمی کبوترخانه می‌ساختند بدانید که برای ساختن این بناهای عجیب غیر از علم «دفع دشمنان کبوتر» « از علوم دیگر در ساخت برجهای کبوتر همچون استفاده از دانش فیزیک با توجه به اصل تشدید ( رزنانس) به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعی حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار کبوتر در اثر برخاستن ناگهانی که ارتعاشات بسیار قوی را به دنبال دارد، عالمانه بهره  برده شده است. هندسه و ریاضیات به خاطر به حداکثر رساندن سطح در حجمی ثابت و بهره گیری از اصول زیباشناختی آن چشم گیر است. دانش جانورشناسی و روانشناسی جانوری از دیگر علومی است که در ایجاد تجهیزات دفاعی کبوترخانه و نیز تمهیدات مکانیکی، بیولوژیکی و شیمیایی برای مبارزه با دشمنان کبوتر اعمال می شده. همچنین از علوم آب و هواشناسی، گیاه شناسی و سایر علوم بهره برده شده است.»!

شاردن سیاح بزرگ فرانسوی در قسمتی از سفرنامه خود می نویسد:«کبوترخانه های عظیم ایران شش بار بزرگتر از بزرگترین پرورشگاههای ماست.»! و «ایران مملکتی است که بهترین کبوترخانه‌های جهان در آنجا ساخته می شود.»!

مجموعه ی کبوتر خانه های اطراف اصفهان ، که شاردن تعداد آنها را 3000 بر شمرده است هم اکنون در حال نابودی است . ( به دلایل نابودی آنها اشاره خواهد شد. )

طبق آمارهایی که در سال 1365 از کبوتر خانه های موجود تهیه شده است تعداد انها فقط 606 عدد، اعم از فعال و مخروبه بوده است. وضعیت کبوتر خانه های مناطق دیگر ایران ، قمشه ، نجف آباد ، خوانسار ،خمین و گلپایگان و بازمانده های آن در استان آذربایجان و یزد از این هم بدتر است.

گفتنی است از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند. در این بناها که زیبایی و کارآمدی آنها چنان به هم آمیخته است که جدایی ناپذیر به نظر می آیند،ازعلومی همچون فیزیک ، ریاضیات جانورشناسی، روانشناسی جانوری و آب و هواشناسی و غیره استفاده شده است.

این کبوتر خانه ها به خاطر تنوع بسیار در شکل و اندازه و تکرار موزون آنها و هماهنگی آنها با طبیعت و زیبایی های اطراف و به ویژه بافت و فضاهای اعجاب آور و هماهنگ درونی آنها می تواند یکی از جاذبه های نادیده انگاشته ی جهانگردی در اصفهان به شمار آید.

جمع آوری فضولات کبوتران به عنوان کود ، دور کردن کبوتران از مزارع جهت جلوگیری کردن از آسیب رساندن به مزارع و شکار کردن کبوتران و استفاده کردن از گوشت آنها از اهداف احداث این بناهاست.

قسمت عمده ی این فضولات د ر حاصلخیزی زمینهای زراعتی و مقدار کمی هم در د باغی به مصرف می رسیده است.

این فضولات در زندگی اقتصادی زارعان محلی نقش مؤثری داشته . به همین علت مهم کبوتران نزد آنها کم و بیش مقدس بوده اند.

با مروری بر نوشته های مستشرقین و جهانگردان در طی سه قرن گذشته می توان نتیجه گرفت که قدمت این برج ها به درستی معلوم نیست. ولی آنچه مسلم است از حدود 700 سال قبل ، برج های کبوتر در اصفهان خرید و فروش می شده و حتی صاحبان آنها به علت در آمد قابل توجهی که از این برج ها عایدشان می گردیده همه ساله مبلغی به عنوان مالیات به دولت های وقت پرداخت می کردند


 

ای کاش آب بودم

ای کاش آب بودم                                                                                     

گر می‌شد آن باشی که خود می‌خواهی. ــ

آدمی بودن
             حسرتا!
                      مشکلی‌ست در مرزِ ناممکن. نمی‌بینی؟

 

ای کاش آب بودم ــ به خود می‌گویم ــ
نهالی نازک به درختی گَشن رساندن را
                                                (ــ تا به زخمِ تبر بر خاک‌اش افکنند
                                                در آتش سوختن را؟)
یا نشای سستِ کاجی را سرسبزی‌ جاودانه بخشیدن
                                                                  (ــ از آن پیش‌تر که صلیبی‌ش آلوده کنند
                                                                  به لخته‌لخته‌ی خونی بی‌حاصل؟)
یا به سیراب کردنِ لب‌تشنه‌یی
رضایتِ خاطری احساس کردن
                                     (ــ حتا اگرش به زانو نشانده‌اند
                                     در میدانی جوشان از آفتاب و عربده
                                     تا به شمشیری گردنش بزنند؟
                                     حیرت‌ات را بر نمی‌انگیزد
                                     قابیلِ برادرِ خود شدن
                                     یا جلادِ دیگراندیشان؟
                                     یا درختی بالیده‌نابالیده را
                                                                   حتا
                                     هیمه‌یی انگاشتن بی‌جان؟)

 

می‌دانم می‌دانم می‌دانم
با اینهمه کاش ای‌کاش آب می‌بودم
گر توانستمی آن باشم که دلخواهِ من است.

 

آه
کاش هنوز
             به بی‌خبری
                           قطره‌یی بودم پاک
از نَم‌باری
           به کوهپایه‌یی
نه در این اقیانوسِ کشاکشِ بی‌داد
سرگشته‌موجِ بی‌مایه‌یی.


شاملو

خبرت هست که از خود خبرم نیست مرا؟

می آیی،

با همان آواز خوش نیم روز تنهایی ات

و تلاطم دلهره ای در رگ...

من قصه میشوم

بی امید تاریخ

سینه به سینه

نسل به نسل...

بیا یار،

در ضرباهنگ تند گامها،

در بانگ بی دریغ یادها و یاری ها...


بیژن نجدی